- از حسرت سوزان خود - * در خاك مىبوسد ،
و باد از باغها مىآورد بوى بهاران را .
* * *
هلا اى باد آرام سحرگاهى : * كنون وقت است تا از برگهاى حسرت ديرين به پيرائى
چمنزار فراخ و دلگشاى يادگاران را .
* * *
كنون هنگام آنست اى ترنج قرمز خورشيد * كه عكس خويش در آئينههاى آب بنمائى
و برق زندگىبخش نگاه چشمهساران را .