تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
شعريست در دلم * شعرى كه دوست دارم و نتوانمش سرود مىخواهمش سرود و نمىخواهمش سرود * شعرى كه چون نگاه ، بگنجد به قالبى شعرى كه چون سكوت ، فرومانده بر لبى * شعرى كه نعره است و نهيب است و شيون است شعرى كه چون غرور بلند است و سركش است * شعرى كه آتش است
*
شعريست در دلم * شعرى كه دوست دارم و نتوانمش سرود شعرى از آنچه هست * شعرى از آنچه بود . . .

نيايش

اى آفريدگار ! * ديگر به سردمهرى خاكسترم مبين امشب صفاى آبم و گرماى آتشم * امشب به روى توست دو چشم نياز من امشب به‌سوى توست دو دست نيايشم
*
امشب ستاره‌ها همه در من چكيده‌اند * سرب مذاب ، پر شده در كاسهء سرم هر قطره‌اى ز خون تنم شعله مىكشد