تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
تا كى درون مجلس تنهايى * عمرى به انتظار فرومانم ؟ تا كى از آنچه هست سخن گويم ؟ * تا كى از آنچه نيست سخن رانم ؟
*
جانم ز تاب آتش غم‌ها سوخت * اى سينهء گداخته ! فريادى . . . اى ناله‌هاى وحشى مرگ‌آلود ! * آخر فرارسيد به امدادى !
*
سوز تب است و واهمهء بيمار * مرگ است و راه گمشدگان در پيش اشك شب است و آه سحرگاهان * وين لحظه‌هاى تيرگى و تشويش
*
در حيرتم كه چيست سرانجامم ؟ * زيرا از آنچه هست ، حذر دارم زين مرگ جاودانه گريزانم * در دل ، اميد مرگ دگر دارم
*
اينك تو ، اى اميد عبث ، بازآى * وينك تو اى سكوت گريزان بگريز اى ماه آرزو كه فروخفتى ! * بار دگر كرشمه‌كنان برخيز !
*
جانم به لب رسيد و تنم فرسود * اى آسمان ! دريچهء شب وا كن اى چشم سرنوشت ، هويدا شو ! * او را كه در من است ، هويدا كن

برف و خون

شب در آفاق تاريك مغرب * خيمه‌اش را شتابان برافراشت آسمان‌ها همه قيرگون بود * برف در تيرگى دانه مىكاشت
*
من هراسان در آن راه باريك * با غريو درختان تنها مىدويدم چو مرغان وحشى * بر سر بوته‌ها و گَون‌ها