تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
نادرپور در شعر عقيده دارد كه : « در هر حال بايد اوزان بسيار متنوّع و زيباى عروض فارسى را ، كه بىترديد از غنىترين اوزان عروض جهان است ، حفظ كرد ؛ ولى از نظر تنوّع اشكالى ندارد كه تعداد هجاها را كم و زياد كنيم و به مناسبت مفهومى كه در نظر داريم ، مصرع يا بيتى بلند و كوتاه‌تر از ساير مصرع‌ها يا ابيات بسازيم . امّا شعر شكسته ( بىوزن ) در زبان ما ابدا ضرورت ندارد ، زيرا خوشبختانه آن‌قدر اوزان عروض شعر فارسى زياد است كه براى هر مفهومى ، جديد يا قديم ، وزنى در دسترس هست . بنابراين بايد گفت كسانى كه به عذر نداشتن وزن براى بيان مفاهيم جديد شعر بىوزن و قافيه مىسازند ، متأسفانه از اوزان متنوّع و فراوان عروض فارسى اطّلاعى ندارند . » نادرپور در ميان شعراى بزرگ ايران به حافظ و خيّام علاقهء خاصّى دارد . مجموعه اشعارى كه از او تاكنون چه در ايران و چه در خارج كشور طبع و نشر يافته ، به شرح زير است : « چشم‌ها و دست‌ها » ؛ « دختر جام » ؛ « شعر انگور » ؛ « سرمهء خورشيد » ؛ « از آسمان تا ريسمان » ؛ « شام بازپسين » ؛ « صبح دروغين » ؛ « خون و خاكستر » ؛ « زمين و زمان » ؛ « با مردم شب » ؛ « آرش » ؛ « خوشه » ؛ « گياه و سنگ نه آتش » . نادرپور از شعرايى است كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران به خارج از كشور رفت . نخست چند سالى در انگلستان ( شهر لندن ) و پس از آن رهسپار آمريكا شد و در شهر لوس‌آنجلس سكونت اختيار كرد و آثار نظم و نثرش در مطبوعات غرب و از رسانه‌هاى صدا و سيماى كشورهاى مختلف جهان پخش مىشد . سرانجام در بيست و نهم بهمن‌ماه سال 1378 در شهر لوس‌آنجلس براثر سكتهء قلبى درگذشت و جنازه‌اش وسيلهء ايرانيان مقيم آن شهر با تجليل به خاك سپرده شد .

نامه

مادر گناه زندگىام را به من ببخش * زيرا ، اگر گناه من ، اين بود از تو بود هرگز نخواستم كه تو را سرزنش كنم * امّا تو را به راستى از زادنم چه سود ؟