تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
رئوفى ، كه در شعر « مهر » تخلّص مىكند ، بيشتر اوقاتش به مطالعه و نوشتن مىگذرد و گاهى در انجمن‌هاى ادبى شهر خود شركت مىكند . آثارى كه تاكنون از او طبع و نشر شده به شرح زير است : ( 1 ) سوته‌دل سخن مىگويد ؛ ( 2 ) مردان و زنان بزرگ ؛ ( 3 ) بابا طاهر چه مىگويد ؟ ( 4 ) سنگلاخ ( داستان ) .

مادر

آنكه روى خوشى از دهر نديده‌ست تويى * و آنكه شهد از لب جامى نچشيده‌ست تويى آنكه در شام سيه از پى آرام دلى * لاىلايى ز دل زار دميده‌ست تويى آنكه خون از دل زار تو مكيده‌ست منم * و آن خمارى كه رخ خواب نديده‌ست تويى دزد شب ، خيمه به صحراى وجودت مىزد * پاسدارى كه چپ و راست خزيده‌ست تويى آنكه مغبون وصالى شد از اين دام فريب * نقد جان داده غم هجر خريده‌ست تويى خواب در چشم تو بشكست ، نواى دل من * آنكه در نيمه‌شب آواز شنيده‌ست تويى قطرهء پاكى و رخسار جنان بستر توست * آن سرشكى كه به رخسار چكيده‌ست تويى آن نهالى كه به دل كاشتى از بهر اميد * به وصال ثمرى هم نرسيده‌ست تويى آنكه پيمان تو را سخت شكسته‌ست منم * و آنكه از دور زمان رنج كشيده‌ست تويى آنكه جان را سپر تير قضا كرد منم * آنكه از دور زمان رنج كشيده‌ست تويى خنده از غنچهء خندان تو آموخت لبم * آنكه ز اندوه ، ز هر خنده رميده‌ست تويى ذرّهء خاكم و در پاى توام جاى خوش است * آنكه در باغ جنان جاى گزيده‌ست تويى بستر راحت من دامن پُرمهر تو بود * واى من ! مادر من ! اينكه خميده‌ست تويى

انسان‌نماها

غمى جانكاه بر دل سايه افكند * ربود از لب مرا يكباره لبخند ز انسان دارم اين احساس سنگين * از اين موجود پرنيرنگ و ترفند همه تدبير خود را كار بندد * شده غافل ز تقدير خداوند
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 251 | سيد محمد باقر برقعى