تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
نمىدونم چرا غمگينى امشب * چه مىخواهد دل مسكينم امشب رفيقون حال و روزم را ببينين * گرفتار غم ديرينم امشب
* * *
دو چشمون قشنگش مثل درياس * كه پرقهر و غرور و ژرف و زيباس گهى دارد صفاى صد چمن ، گاه * در اون توفان خشم و فتنه برپاس
* * *
نه دستم مىرسه بر دامن تو * نه آگاهم ز جا و مسكن تو چرا از من گريزونى ، عزيزم * فدايىِ توام ، نه دشمن تو
* * *
ز دست ديده ، دل گرديده دلتنگ * به هردم پيش پايش افكند سنگ ميون ديده و دل رو بگيرين * مبادا دربگيره بينشون جنگ
* * *
تو گفتى تا ابد يار توام من * هوادار تو ، غمخوار توام من ز من بگسستى و با غير بستى * برو ، امّا وفادار توام من
* * *
چه خوبى ، نازنينى ، مهربونى * عزيزى ، دلبرى ، آروم جونى مهى ، نورى ، گلى ، شورى ، شرابى * هرآنچه گويمت بهتر از اونى
* * *
تو رفتى ، تا ابد چشمم به راهه * شب و روزم ، شب و روزى سياهه بريدى از من و با غير بستى * خدا مىدونه اين كارا گناهه
* * *
دلم تنگه ، دلم تنگه ، دلم تنگ * غمى بر شيشهء دل مىزنه سنگ من و دلبر به هم نزديك ، نزديك * جدايى بين ما فرسنگ ، فرسنگ
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 249 | سيد محمد باقر برقعى