اين شروع شاعرىام بود . درحالىكه هنوز بيست سال نداشتم ، به آموزش آواز پرداختم . اوّلين استادم زندهياد اسماعيل مهرتاش ، مؤسّس جامعهء باربد بود كه بدون چشمداشت به پول داوطلبان موسيقى و آواز را تعليم مىداد . شايد چند تن از داوطلبان آن روز جزو استادان فرهنگ و هنر موسيقى شدند . مدّتى نيز نزد مهندس اشراق ، استاد تار و مدير مجلّهء موزيك ايران و مؤسّسهء نكيسا ، آموزش ديدم و يكچند نيز خدمت زندهياد ابراهيم خان منصورى و شادروان احمد كريمى و دكتر كيهان ، به كار آموختن و تمرين آواز پرداختم .
همچنين با شركت در محافل ادبى به تمرين شعر مشغول شدم كه در اين زمينه استاد مشفق كاشانى ، بهخصوص زندهياد اوستا ، مشوّقين و راهنمايان من بودند .
در زمينهء شعر بيشتر به دوبيتى به تلفّظ و زبان محاورهء تهرانى علاقمند بوده و هستم . در رباعى و غزل و قطعه و دوبيتىهاى پيوسته [ چهارپاره ] كارهايى دارم كه از سالهاى 1320 به بعد در مجلّات و روزنامهها و بعضى جُنگها و تذكرهها چاپ شده است .
از گذشتههاى دور ، چند برنامهء مصاحبهء شعر و آواز و آهنگ در راديوهاى تهران و تبريز و شيراز و اصفهان و كرمانشاه و تلويزيون داشتهام و چند هنرمند آواز اشعارم را اجرا كردهاند و چند آهنگ ساخته شده است و از سال 1332 اوّلين فردى بودم كه به محافل ادبى با آواز من ختم مىشد و هميشه مورد تشويق و تحسين قرار گرفتهام و جوايز بسيارى هم دريافت كردهام ، امّا هميشه خود را در مقابل اساتيد كه هيچ ، نزد هم وزنهاى خودم هم احساس كوچكى كرده و مىكنم و به خود اجازهء هنرمند و شاعر بودن در مقابل عظمت فرهنگ غنى ايران نداده و نخواهم داد . »
شهريارى همان گونه كه خود مىگويد هيچگونه ادّعائى در شعر و شاعرى نداشته و ندارد امّا براستى بايد گفت شاعرى توانا و از استعداد كافى در شعر برخوردار است و بيشتر اشعارش در مايهء غزل و دوبيتى شكل گرفته و آثارش از سلامت و روانى و
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٤٥