*
شقى بودند و هم نامردمى مرد * تنور خولى و خاكستر سرد
به ياد ساربان افتادم آنگه * نگين از ناز انگشتش جدا كرد
*
تو بوسيدى گلوى اصغرت را * لب خشك علىّ اكبرت را
بميرم از براى زينب تو * كه بوسيد آن گلوى بىسرت را
*
سروش شهسواران بانگ مىزد * هلا . . . چابكسوارى حيدرى مرد
عطش را مىزند شلّاق غيرت * براى باغ دين آيينه آورد
*
تن مجروح و زنجير و رخ زرد * به شام و نينوا هم حوصله كرد
حضورش چون نماز عاشقان بود * به زنجيرش كشيدند از سرِ درد
بهارانه
به زلف اطلسى عطر تو پيچيد * شكوفه از حرير سبزه روييد
به گلبرگ بنفشه شبنم اشك * فروغ جلوهء چشم تو مىديد
*
دل دردآشنايم بىقراره * پرستارى بهجز ماتم نداره
به امّيدى كه برگردى پرستو * تمام هستىام در انتظاره
*
لبانت با دوبيتى آشنا شد * بنفشه از كلاف سبزه وا شد
زمين سرسبز و خرّم عطيهاش عشق * غزلخوان نگاه غنچهها شد
*
دو چشمت حالتى مستانه دارد * نگاهى گرم چون پيمانه دارد