تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
*
شقى بودند و هم نامردمى مرد * تنور خولى و خاكستر سرد به ياد ساربان افتادم آنگه * نگين از ناز انگشتش جدا كرد
*
تو بوسيدى گلوى اصغرت را * لب خشك علىّ اكبرت را بميرم از براى زينب تو * كه بوسيد آن گلوى بىسرت را
*
سروش شهسواران بانگ مىزد * هلا . . . چابك‌سوارى حيدرى مرد عطش را مىزند شلّاق غيرت * براى باغ دين آيينه آورد
*
تن مجروح و زنجير و رخ زرد * به شام و نينوا هم حوصله كرد حضورش چون نماز عاشقان بود * به زنجيرش كشيدند از سرِ درد

بهارانه

به زلف اطلسى عطر تو پيچيد * شكوفه از حرير سبزه روييد به گلبرگ بنفشه شبنم اشك * فروغ جلوهء چشم تو مىديد
*
دل دردآشنايم بىقراره * پرستارى به‌جز ماتم نداره به امّيدى كه برگردى پرستو * تمام هستىام در انتظاره
*
لبانت با دوبيتى آشنا شد * بنفشه از كلاف سبزه وا شد زمين سرسبز و خرّم عطيه‌اش عشق * غزل‌خوان نگاه غنچه‌ها شد
*
دو چشمت حالتى مستانه دارد * نگاهى گرم چون پيمانه دارد