تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
و گفتم : * چگونه نام تو را در قفس انكار كنم ! ببين : * در نگاه من تحقير گريه مىكند .

سفر عاطفه‌ها

همه‌اش ماتم و غم * سوز دل بود مرا . . . گرهِ اشك . . . * به شيار دشت ذهنم ، شبنم غم مىكاشت . * به نظر ، گل اشك و نگه‌اش ، * چيدن داشت .
*
سفرِ عاطفه‌ها . . . * نقطه‌اى بود تلاقىِ دو خط ، گذرش ، * سايهء مطبوع مسيحاى بهار .
*
و چه زيبا ! * نگه‌اش سوخت مرا . . .