تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
سلام من * به پيچكى كه صبح دست سبز او به‌سوى آسمان بىكرانه دراز مىشود . * سلام من به هرچه و به هركسى كه با سحر * تمام جسم و جان او پر از نماز مىشود .

مورچه‌ها

صبح كه سر مىكشد از روزنه‌ها آفتاب * مورچه‌هاى سياه صف به صف از لانه‌ها * قصد سفر مىكنند .
*
مىگذرند از سر هر صخره‌اى * چابك و پرجنب‌وجوش مىكشند * دانهء سنگين به دوش .
*
مورچه‌ها * از گذرى تنگ ، كنار درخت نرم گذر مىكنند * مورچه‌ها خسته نخواهند شد از كار سخت چون‌كه به هم مىرسند * خستگى راه را با خبرى تازه و يك بوسه به در مىكنند .