تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦

صبح و گنجشك و گل‌هاى قالى

با هياهوى پرواز گنجشك * ريخت در خانه آواز گنجشك چشم‌هايم شد از خواب خالى * پر شد از بوى گل‌هاى قالى صبح شد ، بازهم مثل هميشه * نور جارى شد از چشم شيشه مادرم چشم واكرد و خنديد * بوى سجّاده در خانه پيچيد « تق‌تق ! » آهنگ در گفت با ما * « خسته از كار برگشته بابا »

سايه‌ها

صبح با آواز گرم آفتاب * سايه‌ها سر مىرسند از كوچه‌ها سايه‌هاى سربه‌زير و سربه‌راه * سايه‌هاى ساده و بىادّعا
*
كوچه‌ها پر مىشود از جنب‌وجوش * جنب‌وجوش و بىصداى سايه‌ها مىگذارد پاى خود را باشتاب * هركسى بر جاى پاىِ سايه‌ها
*
سايه‌ها با خويش ما را مىبرند * تا طلوع اوّلين لبخند ماه تا غروب يك جهان زرد و سپيد * تا غروب يك جهان سرخ و سياه
*
سايه‌ها از يك نژاد ديگرند * يك نژاد خاكى و يكرنگ و خوب مىرسند از راه پيش از هر طلوع * مىروند آرام بعد از هر غروب
*
كاشكى ما نيز باهم مهربان * مثل اين همسايه‌هامان مىشديم در جهانى خالى از نيرنگ و رنگ * هم‌نژاد سايه‌هامان مىشديم