تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
پشت اين پنجره پيداست كسى * توى آيينهء رود دارد او مىشويد * اسب زيبايش را در دل آبى و بىكينهء رود
*
بايد اين پنجره را باز كنم * پشت اين پنجرهء بسته و سرد پيچكى مىخندد * با لباسى از تور پاى ديوار بلندى از باغ * قاصدك مىرقصد
*
پشت اين پنجره دنيايى هست * بايد آنجا باشم ذهن خود را بايد * پر از آواز كنم دست‌ها را بايد * پَرِ پرواز كنم بايد اين پنجره را باز كنم .