تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١

كدامين

نمىدانم ! نمىدانم كدامين آفتاب ، مرا خواهد بُرد به نقطهء پايان غروب در ظلمت يلداى ابدى خويش نمىدانم كدامين باران خواهد شست آفتاب زندگى مرا تابوت خواهد خواند ، نوحهء غم را در جادهء مرگ و آينه خواهد شست صورتش را از فرياد صداى ناقوس مرگ پيچيده در قلب زندگى و نيست ديگر تكرارى براى ماندن .

فراق

چه بىآرام ، در اندوه عشقت پَرسه مىزنم و چه بىتاب ، در صبح غمناك بهار چشمانت خُرد مىشوم تا بچينم ، در خلوت‌سراى ديدگانت ، گريهء پنهانت را در عزلت پرتبِ فراق .