تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
بود اميد فيض روشن عشق * كه شايد يك بهار ديگر آيد

رؤياى سنگين

چه شبهايى كه بىمهتاب بودم * به يادت تا سَحر بىخواب بودم شده ويران ، سراى آرزوها * چو قطره در دل سيلاب بودم

بازيچه

راز دل را وه چه حاشا مىكنى * با دلم امروز و فردا مىكنى راستى اى دلبر جادوگرم * خوش تو اعجاز مسيحا مىكنى

غريب و منتظر

درختى در خزان بىبرگ و بارم * غريب و تشنه‌اى در انتظارم بخوان در سايه‌ام بانگى ، سرودى * نما ، سرسبز و زيبا چون بهارم

موج نگاه

از موج نگاه تو درآييم همه * با ياد رخت غرقهء خوابيم همه تو گلشن باشكوه ، ما در برهوت * تو بر لب چشمه ، ما سرابيم همه

تشنه

كويرم تشنهء باران عشقم * رها از تاروپود جان عشقم به رسم يادبود دفتر عشق * همان تك‌بيت در ديوان عشقم

صبح بهار

ستاره گم شد و خورشيد سرزد * پرستوئى به بام خانه پر زد در اين صبح دل‌انگيز بهارى * چو حلقه چشمهايش را به در زد