تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
راهنمائى دوست شاعرم على دهقانى ( سانيچ ) به محافل ادبى راه يافتم و ازآن‌پس با مؤسّسهء پانزدهم خرداد كه انجمن ادبى بود ، با شاعرانى چون لاهوتى ( صفا ) و مهرداد اوستا و ساعد باقرى آشنا شدم و بعد از رهنمودهاى اساتيد و شاعران ديگرى چون على معلّم و براتىپور و محمّد على مردانى بهره‌ها در شعر برگرفتم . » سفير در حال حاضر با بيشتر انجمن‌هاى ادبى تهران و كرج در ارتباط است و محضر اساتيد شاعران را مغتنم مىشمرد و كسب فيض مىكند و در سال 1378 نخستين مجموعه شعر خود را با نام « ساز غزل » وسيله انتشارات قوانين به چاپ رسانيد .

قسم به عشق شهيدان

ستاره در شب ظلمت نيارميد اى فجر * برون شو از كتل دشت ناپديد اى فجر به عشق وادى عصمت ، به كائنات قسم * گلو ز خنجر بغضم دگر بُريد اى فجر قسم به عشق شهيدان راه آزادى * ستاره در شب ظلمت نيارميد اى فجر كسى به آتش سوزان دل نزد آبى * شرار حسرت ما را كسى نديد اى فجر بيا به سرد نسيمى شرار دل بنشان * كه تيغ تشنگىام سينه را دريد اى فجر سراغ چشمه نگيرد كسى كه سيراب است * مگر كسى كه محبّت بيافريد اى فجر فضاى دوزخ شيطان هنوز باقى بود * اگر كه نور حقيقت نمىدميد اى فجر بيا كه از دهن طوطيان شكّرخند * « سفير » روز و شبان طعنه‌ها شنيد اى فجر

گزند بىوفايى

بس‌كه دل‌ها از گزند بىوفايى خسته‌اند * رشتهء الفت ز تار آرزو بگسسته‌اند بدسگالان در پى انديشه‌هاى خويشتن * ابتداى جادهء درد آشنايان بسته‌اند سينهء مرغ سخن افسرده از غم‌هاى دل * سودجويانِ زمان دست از عواطف شُسته‌اند حرف حقّ بر لب ولى از پُشت خنجر مىزنند * هان نمىدانم كه اين‌ها از كدامين دسته‌اند