به ياد شادروان اسد اللّه عاطفى غم تو خواهد ماند
تو گم شدى ز غم بىكرانهاى در برف * نماندهاى كه بسازيم خانهاى در برف
زمين سپيد سپيد ، آسمان سياه سياه * نمانده از قدم تو نشانهاى در برف
شبى براى هميشه شكست و شد خاموش * صداى زمزمهء عاشقانهاى در برف
شبيه قصّهء گنجشككى گرسنه و سرد * كه يخ زد از غم خشكيده دانهاى در برف
هميشه سينهبهسينه غم تو خواهد ماند * كه گرمى غزلت شد فسانهاى در برف
بهار مرده و تو هيچگه نمىآيى * كه با ترانه بكارى جوانهاى در برف
بدون تو چه كسى دستگيرمان باشد * اگر خراب شود سقف خانهاى در برف
نامه
خواستم تا براى دلدارم * نامهاى عاشقانه بنگارم
بنويسم كه عاشقت هستم * بنويسم كه دوستت دارم
بنويسم مكن فراموشم * بنويسم بيا به ديدارم
بنويسم كه زندگى زيباست * تا من اى مهربان تو را دارم
كمكم از شوق ، دست من لرزيد * خون چكيد از دو چشم غمبارم
لب خود را به خونم آغشتم * تا بر آن نامه بوسه بگذارم
الههء ناز
در اين شب ، اين شب برفى دو يار تنهايند * كه مست و بىخبر از مردمان دنيايند
هنوز خواهش گرگان فرونخفته ز خشم * كه سايههاى غزالان به دشت پيدايند
تو در كنار منى و كنار كلبهء ما * ستارگان همه يكيك فرود مىآيند
فرشتگان مقدّس به شوق ديدن تو * بر آستانهء اين كلبه بال مىسايند
تو در جزيرهء مهتاب با منى و هنوز * هزار عاشق پيرت كنار دريايند