تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
همه عالم به رويم در چو بستند * ندا دادى درِ اين خونه بازه

داغ جدايى

دلم مىسوزد از داغ جدايى * حبيب من نمىآيى ، كجايى ؟ چنانم من شب هجرانت اى دوست * كه هرجا رو كنم در چشم مايى

نصيب و قسمت

خيالم پر كشد هر شب به سويت * ببويد از محبّت خاك كويت خدا سازد نصيب و قسمت من * به بيدارى نشينم روبه‌رويت

بينوا

دلم آيينهء گيتىنما شد * از آن روزى كه با عشق آشنا شد دل گندم‌نماى جوفروشم * سر كوى محبّت بينوا شد

شكستم

من آن رند خراباتى و مستم * كه باشد روز و شب ساغر به دستم ندارم باكى از سنگ ملامت * به پايت شيشهء نامم شكستم

تو را مىخواهد

شب تاريكم از روى تو روشن * كوير جونم از بوى تو گلشن اگر بشكافى از هم سينهء ما * دلم بينى تو را مىخواهد از من