تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
نشسته در دل من حسرتى ز خاطره‌ها * گذشتِ ثانيه‌ها پيش ديده‌ام ساليست
*
« شقايق » از غم ايّام گشته آسوده * از آن دمى كه به وادى فقر رو كرده به يمن دولت فرخندهء گدايى خويش * هزار لاله به بستان شوق بو كرده

بيتىهايى به مناسبت ماه محرّم مرثيهء كربلا

محرّم ماه خون و انقلابه * قيام سرخ‌فام آفتابه شفق دارد نشانِ خون او را * شميم اوست كاندر گل گلابه
* * *
نه لعلى خون‌فشان سيراب كردى * نه شرم از غنچهء بىتاب كردى زمين كربلا ، رويت سيه باد ! * دريغ از لاله و گل آب كردى
* * *
دلم از ماتم گل خونه امشب * ز غصّه چشم من گريونه امشب چنان آتش زده داغ تو در باغ * كه بلبل مرثيه مىخونه امشب
* * *
ز ديده سيل چون امشب بباريد * لباس ماتم ما را بباريد به خاك افتاده گل در باغ و بستان * عزاى لاله را نيكو بداريد
* * *
به دشت آب روان مىجُست عبّاس * به جان عقد وفا مىسُفت عبّاس چو از جور عدو دستش جدا شد * به خاك « ادرك اخا » مىگفت عبّاس

حسن ناز

سراپاى تو غرق حسن و نازه * به درگاه تو كار ما نيازه
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 296 | سيد محمد باقر برقعى