تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤

شفيق ( 1305 )

ميرزا حسين زارع متخلص به شفيق در سال 1305 هجرى شمسى در ميبد اردكان از توابع استان يزد چشم به جهان گشود وى زندگى پرفرازونشيبى داشته و از كودكى به كارگرى و زحمت تن در داده و به جاى رفتن به مكتب و مدرسه راهى بازار كار شده است پدرش على ده‌آبادى مردى سختگير و خشن و بىگذشت بود چون سرگذشت حسين زارع شنيدنى و خواندنى است من آن را به اختصار در اينجا مىآورم . ميرزا حسين زارع مىگويد : « سه‌ساله بودم پدرم براثر تنگدستى از زادگاهش بيرون آمد و به قم مهاجرت كرد و در يكى از روستاهاى اين شهر به شغل چاه‌كنى و مقنىگرى مشغول كار شد . هفت‌ساله بودم بجاى رفتن به مكتب پدرم مرا به دكان پاره‌دوزى به شاگردى گذاشت هنوز كلام پدرم در گوشم طنين‌انداز است كه مىگفت : « بهترين كسب همين پاره‌دوزى است زيرا در زمستان در دالان مسجد يا حمام و در تابستان در سايهء درخت كسب معاش مىكنى » امّا من از اين كار نفرت داشتم ولى چاره‌اى جز تن در دادن به آن نداشتم بعد از دو سال به خواهش من و كمك مادرم از اين كار دست كشيدم امّا پدر مرا به مغازهء « رويگرى » سفيدگرى گذاشت كارى بس دشوار بود ، روزى نيم ريال مزد مىگرفتم دو شاهى آن را نان جو مىخريدم كه غذاى روزانه‌ام بود و بقيه پول را بايد شب تحويل پدر دهم ، سائيدن ظروف مسى با شن و ماسه و قرار دادن در كوره آزاردهنده بود بار ديگر دست به دامن مادر شدم كه پدرم مرا