زمانى چون تو من همبسته بودم * دل خود را به افسون نگارى
نهايت من نديدم عاشقى را * بهجز افسردگى ، خوارى ، نزارى
غبار نخوت از صورت فروشوى * بشوى از سنگ قبر من غبارى
بخوان سنگ مزارم را و آنگاه * ببين دنيا ندارى اعتبارى
توانى را كه باشد در تن تو * مرا هم بود روزى ، روزگارى
تاريخ فوت علامه بزرگوار آيتالله سيد على اكبر برقعى قمى
برقعى سرحلقهء دانشوران « 1 » * مهر تابان بود بين اختران
از هزار و چهارصد بگذشت هفت * در مه ذيحجه بگذشت از جهان
هامش
( 1 ) - دانشوران و مهر تابان نام دو كتاب آيتالله برقعى است .