تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
شاعرانى چون ملك‌الشّعراى بهار و رهى معيّرى و ايرج ميرزا و ابو القاسم حالت ، علاقهء خاصّى دارد . از او تاكنون دو مجموعه شعر به نام‌هاى « منظومهء مرد دريا » و « خوان احمد » و يك مجموعهء دو جلدى « اشنو ويژه‌نامه » در قالب طنز ، طبع و نشر گرديده است .

نسيم شوق

ناز فروش و عشوه كن ! اى گل سرخ ناز من * نيست به غير ناز تو ، در دوجهان نياز من مست دو چشم نرگست ، هستم و ترسم اوفتد * در تب‌وتاب مستىام ، پرده ز روى راز من شمع سراى تيره‌ام ، شو كه كنم طواف تو * كعبهء عشق من تويى ، اى همه چاره‌ساز من خيره شوم به نقطه‌اى ، محو و ز خود رها شده * تا كه تو جلوه مىكنى ، در گذر نماز من عطرفشان باغ شد ، شوق نسيم آشتى * باز نمىشود به كس ، غنچهء دل‌نواز من گر به كنار آيدم ، بخت « سعيد » رو كند * كوته از او مگر شود ، تيره‌شب دراز من

ياد باد

خواب ديدم روز محشر بىمى و دلبر گذشت * شام باد آن روز كو بىمطرب و ساغر گذشت كى هراسد از ملامت‌هاى ناصح ، عاشقى * غرق خون مانند من كش آب عشق از سر گذشت ؟ ! بعد از اين سر را ز دوشت برندارم اى سبو * تا نگويى عمر من در فرقت همسر گذشت جان من بادا فداى بوسه‌اى ز آن لعل سرخ * آن لب لعلى كه در شيرينى از شكّر گذشت ياد باد ايّام شيرين جوانى ، اى دريغ ! * كآن صفا و مستى و عشق و وفا ، يكسر گذشت راه كوى غير مُشك‌آساست ، ياران ، غيرتى * گويى آن سيمين زلف آشفته زين معبر گذشت قدر من را اى نگار سنگدل ، حالا بدان * پيش از آنى كت خبر آيد ، فلانى درگذشت !

اقاقى

زخمىترين سمت اقاقى سهم ما بود * آن كوچه‌هاى پرتلاقى سهم ما بود
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 29 | سيد محمد باقر برقعى