گر وَصْلت تو دست دهد مىكشم ز جان * از شوق وصل نعرهء مستانه يا حسين
وز در اگر برانىام اى منبع سخا * سر مىنهم به جانب ويرانه يا حسين
حيرانم از وفاى به عهد الست تو * رسم تو در زمانه شد افسانه يا حسين
كمتر شنيدهام كه به عالم كسى كند * ايثار جان به مقدم جانانه يا حسين
امّا كسى كه وصلت جانانش آرزوست * سوزد بگرد شمع چو پروانه يا حسين
بر درگهت « سعيد » گدائى اگر كند * نازد بدين طريقت شاهانه يا حسين
در جستجوى توست اگر مىرود دلش * گاهى به دير و گاه به ميخانه يا حسين
دارد اميد آنكه به حشرش قدم نهى * بر مردمان ديده صميمانه يا حسين
علمدار كربلا
اى علمدار كربلا عباس * دست من و دامن تو يا عباس
درد دل دارم و ندارم كس * جز تو بر درد دل دوا عباس
هر درى را زدم مرا راندند * تو مرا از درت مرا عباس
همه گويند كاشف الكربى * طاقتم طاق شد بيا عباس
از جفاى ستمگران زمان * شد ز تن دست تو جدا عباس
گرچه در تن تو را نباشد دست * دست گير از من گدا عباس
وعدهء آب دادى امّا شد * نقشبرآب وعدهها عباس
با چه روى سوى كودكان رفتى * دست خالى به خيمهها عباس
آفرين بر تو چون تو را زهرا * يا بُنى كند صدا عباس
داستان ارادتت به حسين * در جهان شد جهاننما عباس
بر سر كشتهات حسين فرمود * شد ز غم پشت من دوتا عباس
هرگز از خاطر « سعيد » نرفت * بانگ ادرك اخاك يا عباس