تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
گر وَصْلت تو دست دهد مىكشم ز جان * از شوق وصل نعرهء مستانه يا حسين وز در اگر برانىام اى منبع سخا * سر مىنهم به جانب ويرانه يا حسين حيرانم از وفاى به عهد الست تو * رسم تو در زمانه شد افسانه يا حسين كمتر شنيده‌ام كه به عالم كسى كند * ايثار جان به مقدم جانانه يا حسين امّا كسى كه وصلت جانانش آرزوست * سوزد بگرد شمع چو پروانه يا حسين بر درگهت « سعيد » گدائى اگر كند * نازد بدين طريقت شاهانه يا حسين در جستجوى توست اگر مىرود دلش * گاهى به دير و گاه به ميخانه يا حسين دارد اميد آنكه به حشرش قدم نهى * بر مردمان ديده صميمانه يا حسين

علمدار كربلا

اى علمدار كربلا عباس * دست من و دامن تو يا عباس درد دل دارم و ندارم كس * جز تو بر درد دل دوا عباس هر درى را زدم مرا راندند * تو مرا از درت مرا عباس همه گويند كاشف الكربى * طاقتم طاق شد بيا عباس از جفاى ستمگران زمان * شد ز تن دست تو جدا عباس گرچه در تن تو را نباشد دست * دست گير از من گدا عباس وعدهء آب دادى امّا شد * نقش‌برآب وعده‌ها عباس با چه روى سوى كودكان رفتى * دست خالى به خيمه‌ها عباس آفرين بر تو چون تو را زهرا * يا بُنى كند صدا عباس داستان ارادتت به حسين * در جهان شد جهان‌نما عباس بر سر كشته‌ات حسين فرمود * شد ز غم پشت من دوتا عباس هرگز از خاطر « سعيد » نرفت * بانگ ادرك اخاك يا عباس
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 25 | سيد محمد باقر برقعى