تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦

در تعزيت حضرت رقيه به ياد خرابه شام

اى بلبل حزين سخنور ، سخن بگو * با من سخن بگو ، تو مكرّر ، سخن بگو تركم مكن كه هجر تو جانم گداخته * بهر خدا تو با من مضطر ، سخن بگو گر در خرابه مسكن ما شد تو غم مخور * اى صورتت چو ماه منوّر ، سخن بگو تنها به نوك نى سخن حق بيان مكن * گاهى ز عون و جعفر و اكبر سخن بگو مهر سكوت از لب چون لعل خود بگير * وز اصغر چو لالهء احمر سخن بگو بابا تنت كجاست كه اينجا بود سرت * كى كرده سر جدات ز پيكر سخن بگو با من مگو پدر ، تو سخن از سم ستور * با عمهء حزينه ز هر در سخن بگو گر نالهء رقيّه به درد آورد دلت * هرگز مشو ز ناله مكدّر سخن بگو هر جاى از تنم شده نيلى گمان مكن * بر ما نبود ظلم مقرّر سخن بگو ما را ز شاميان نبود آن‌قدر گله * جور و جفا به ماست مقدّر سخن بگو خادم به پا خليد و درافتادم از شتر * غش كردم اى شهيد به خنجر سخن بگو گر سايهء پدر نبود زندگى چه سود ؟ * اى بر سرم ز سايه‌ات افسر سخن بگو سوزد دل « سعيد » پدر دست او بگير * با او ز لطف در صف محشر سخن بگو چون ديگر عاشقان تو دارد الى الابد * نقش تو در ضمير مصوّر سخن بگو

نقش سنگ مزار « 1 »

الا اى آنكه در گشت‌وگذارى * « قدم بر تربت من مىگذارى » « 2 » بخوان الحمد و توحيدى ز اخلاص * تسلّى ده به قلب بىقرارى اگر سرگشته‌اى در وادى عشق * بمان اينجا كه دارم با تو كارى
هامش
( 1 ) - قطعهء زير را با الهام از پروين اعتصامى و رهى معيرى براى سنگ مزارم سروده‌ام . ( 2 ) - اين مصراع از رهى معيرى به عاريت گرفته‌ام .