تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
به خورشيد و ماه و زمين و زمان * به حق و حقيقت به افسانه هم به كاخ شهان و به كوخ گدا * به هر كنج معمور و ويرانه هم به طفل يتيمى كه آهى نداشت * نه قرص جوى نان در انبانه هم به سوز دل شمع شبهاى تار * به خاكستر بال پروانه هم به عشاق وامانده در راه عشق * به مجنون از خويش بيگانه هم تو مهر على از دل ما مگير * كه جمعى بر اين‌اند ديوانه هم

تمناى عشق

الهى به عشّاق سوداى عشق * كه جان را فكندند در پاى عشق به آنان كه هوهوكنان مىروند * به قربانگه عهد و ايفاى عشق به اشكى كه بر گونه‌ها مىچكد * چو باران كه بارد به صحراى عشق به سوز دل شب‌روان رهت * كه غرقند در بحر معناى عشق به جانهاى آگاه و مشتاق وصل * هم آگه ز پنهان و پيداى عشق به دلدادگانى كه خرّم‌دل‌اند * ز ديروز و امروز و فرداى عشق به حق نبى ختم فخر رُسُل * به حق على درّ درياى عشق به زهراى اطهر به حقّ حسن * به سردادهء راه والاى عشق به سجّاد صابر به باقر قسم * كه خواندند اسرار اعلاى عشق به صادق به كاظم كه بر لوح دل * نوشتند راز مصفّاى عشق به حق رضا و تقى و نقى * كه خوردند شهد گواراى عشق به حقّ حسن والد آن امام * كه دارد به كف جام صهباى عشق تو دانى و سرگشتگان دَرَت * كه دل‌خستگان‌اند و شيداى عشق عطا كن به آنان تو قلبى سليم * كه سازد به درد و مداواى عشق « سعيد » از مقيمان درگاه توست * تمنّايش از تو تمناى عشق
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 22 | سيد محمد باقر برقعى