غزل عاطفه
در باغِ دلم گلبنِ اميد درخشيد * در چشم سحر چشمهء خورشيد درخشيد
ديشب ز برم دختر خورشيد اگر رفت * تا وقتِ سحر شاهدِ مهشيد درخشيد
گلدشتِ سپهرى كه صفاآور جان بود * در وسعتِ آن خندهء ناهيد درخشيد
ميناى طرب آينهء آتش و آب است * جان تا لبِ اين آينه بوسيد درخشيد
هرچند ز باغِ دلم آيينه نچيده است * هرگاه گل آينه را ديد درخشيد
« شبنم » غزلِ عاطفه گل كرد ز كاشان * در شهرِ سخن نغمهء اميد درخشيد
روح ستاره
تفسير بلندِ آفتابى * اى روحِ ستاره ماهتابى
روشن ز تو قامتِ سپيده * آيينهء شهرِ آفتابى
در باورِ دشت و كوه و صحرا * آهنگِ ترانهء سحابى
گلواژهء باغِ مهربانى * جو باركِ ديده را گلابى
ما را نه غروبِ توست باور * تو مهرِ سپهرِ انقلابى
اى « شبنم » صبحِ آرزوها * بيت الغزلى تو ، شعرِ نابى