تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧

غزل عاطفه

در باغِ دلم گلبنِ اميد درخشيد * در چشم سحر چشمهء خورشيد درخشيد ديشب ز برم دختر خورشيد اگر رفت * تا وقتِ سحر شاهدِ مهشيد درخشيد گل‌دشتِ سپهرى كه صفاآور جان بود * در وسعتِ آن خندهء ناهيد درخشيد ميناى طرب آينهء آتش و آب است * جان تا لبِ اين آينه بوسيد درخشيد هرچند ز باغِ دلم آيينه نچيده است * هرگاه گل آينه را ديد درخشيد « شبنم » غزلِ عاطفه گل كرد ز كاشان * در شهرِ سخن نغمهء اميد درخشيد

روح ستاره

تفسير بلندِ آفتابى * اى روحِ ستاره ماهتابى روشن ز تو قامتِ سپيده * آيينهء شهرِ آفتابى در باورِ دشت و كوه و صحرا * آهنگِ ترانهء سحابى گل‌واژهء باغِ مهربانى * جو باركِ ديده را گلابى ما را نه غروبِ توست باور * تو مهرِ سپهرِ انقلابى اى « شبنم » صبحِ آرزوها * بيت الغزلى تو ، شعرِ نابى