تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
سر و جان را فدا كردند ، با دنيائى از اخلاص * به تن كردند با صدق و صفا احرام آزادى ازاين‌رو در منا كدرند صدها بار قربانى * كه لبخندى ببينند از لب گل‌فام آزادى ز خون خود قباى سرخ ، همچون لالهء صحرا * خروشيدند و پوشيدند بر اندام آزادى ز اشك شوق گردد دامن مظلوم پرگوهر * به صبح فتح و پيروزى و در ايّام آزادى ز نقّاشان شيدا چنان نقشى بود برجا * ز رنگ خون به پيشانى عالم نام آزادى تحيّت باد بر خون‌دادگان و آرزومندان * بر آنان كه نياسودند تا انجام آزادى سر آزادگان بر دار عزّت شد به صد شادى * كه باشد نامشان در زمره‌ى غدّام آزادى نشد اين گوهر رخشان به دست خلق ارزانى * مگر با خون صدها شاهد گمنام آزادى درود بىحد و پايان « سيّد » بر شهيدان باد * كه زيبا هديه‌اى دادند بر اتمام آزادى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 161 | سيد محمد باقر برقعى