تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
در هجوم تگرگ و يورش رعد * زير شلّاق برف و باد جسور ايستاده چو كوه بشكوهى * با صلابت ، دلاورى منصور در نبرد هراس‌آور او * مىشود هر مهاجمى مقهور از سر شب نخفته تا دشمن * نكند از حريم مرز ، عبور حاليا چيره بر شب است چو روز * سربلند و موفّق و مسرور مرزبان دلير و سرافراز * حافظ دين و ملك ما ، سرباز

عشق غريب

باز آهنگ طراوت مىكنم * از گل و باران حكايت مىكنم از درخت مهر سيبى مىكَنم * در ميان شهر قسمت مىكنم بوسه بر دست محبّت مىزنم * از صميميّت حمايت مىكنم عشق ، اين تنها غريب شهر را * دوست مىدارم ، رعايت مىكنم با دلى از آينه شفّاف‌تر * هر تبسّم را اجابت مىكنم آيهء تطهير دل‌هامان صفاست * روز و شب آن را تلاوت مىكنم مهربانى مىكنم گر با كسى * از خداى خود اطاعت مىكنم

آشتى

باز پشت پنجره باران ز مهر * نرم‌نرمك مىنوازد شيشه را ميهمان ماست اين پيك اميد * خيز و خندان‌لب به رويش در گشا
*
آمده از سرزمين دوستى * مهربانى ارمغان آورده باز خانهء دل از كدورت پاك كن * آشيانى از صميميّت بساز
*
فصل فصل خندهء آيينه‌هاست * مهر ، دل را آسمانى مىكند