تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
رفعت دامنهء كهسار * فسحت دامن صحرا چيست ؟ ابر گريندهء اندوهين * باد نالان غم‌افزا چيست ؟ طلعت روز جهان‌افروز * ظلمت ليلهء ظلما چيست ؟ حسرت اسپرى امروز * دهشت آمد فردا چيست ؟ كشش منصرم الذّاتى * كه حكيمش گفت اصلا چيست ؟ اعتباريست به صقع ذهن * يا حقيقيست بگو تا چيست ؟ يا ربّ ! اين نرمى برگ گل * يا ربّ ! اين سختى خارا چيست ؟ صولت همهمهء گرما * سورت هجمهء سرما چيست ؟ صورت و مادّه كه مىگويند * كاشكى دانمى آيا چيست ؟ چيست فعليت اين صورت ؟ * هم كه ابهام هيولا چيست ؟ به بر قول فلاطون در * منطق گفتِ ارسطا چيست ؟ مشرق معرفت ار سيناست * كوشش زادهء سينا چيست ؟ عالم ار جمله بود مظهر * مسجد و دير و كليسا چيست ؟ رهرو مشرق اشراقا * مشى بر مشرب مشّا چيست ؟ تا كه از مشرق برآيد نور * سفر غرب به عميا چيست ؟ يا ربّ ! اين آدمى خاكى * يا ربّ ! اين جمله معمّا چيست ؟ اين مطلسم كه طلسم او * كس بنگشود ، خدايا چيست ؟ آنكه معلوم نشد كاو را * چيست در سرّ سويدا چيست ؟ يا ربّ ! اين عشق كز او برپاست * از ثرى تا به ثريّا چيست ؟ چيست آيا به جهان جز عشق ؟ * به جهان جز عشق آيا چيست ؟ با « سها » نيز ببايد گفت * بنگويد شايد تا چيست ؟ فعلاتن ، فعلاتن ، فع * كس نياورد چنين با چيست ؟
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 127 | سيد محمد باقر برقعى