تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
جان ما برده تن ما هل * فارق بين تن و جان شو گوى از شوق سخن آن سانك * غيرت دعبل و سحبان شو آنكه بايد گفتن ، آن گو * و آنكه بايد بودن ، آن شو گو كه ما را همه آيين باشد * گو كه ما را همه ايمان شو ما تولّاى تو مىداريم * گو كه گيتى همه عدوان شو زادهء موسى بن جعفر * پيك يزدانش دربان شو پس از آن روضه كه مينو را * گويدم واله و حيران شو زى سراپردهء مير راد * صدر ديوان حكيمان شو نه كه زى قائد اهل سير * هادى وادى ايقان شو در سراپردهء حكمت رو * در نهان‌خانهء عرفان شو سيّد راد ، جلال الدّين * خردش طفل دبستان شو آنكه گشت آشتيان از او * غيرت فسحت يونان شو گو كه اينت صدرا اى فيض * هان و هان خيز و سبق‌خوان شو خواجه صائن را برگو نيز * پى دركش به خراسان شو خيز و تمهيد قواعد را * به خراسان ز صفاهان شو خيز اى باد و به شيدايى * بال بگشا و شتابان شو مدحت بنده « سها » برسان * موصل قطره به عمّان شو سيّدا ! سالارا ! اميرا ! * تا بود ماه درخشان شو بر در درگه جانان باش * بر در درگه جانان شو فعلاتن ، فعلاتن ، فع * زينت دفتر و ديوان شو
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 124 | سيد محمد باقر برقعى