كاين عالم فيض ، جاودانىست * كاينجاست كمال و رمز هستى
*
عاشق شو و عشق ورز و خوش باش * روزان و شبانِ زندگانى
زود است شود تباه و خاموش * خورشيد فسردهء جوانى !
در آغوش يار
دوستان ! مژده دهم ، مهوش من باز آمد * در برم همچو مَهِ خوشگل طنّاز آمد
آنكه يكعمر دلم در هوسش پر مىزد * عاقبت آمد و خوش آمد و با ناز آمد
اى خوش آن لحظه كه با وى به سرِ جوى شدم * نرمنرمك ز دلم نغمهء آواز آمد
ز بس او عشوه به اندام قشنگش مىداد * دل « دلپاك » ز صد شوق به پرواز آمد
ميخك سپيد
اى ميخك سپيد ! چه مىگويد * گلبرگهاى نازك زيبايت ؟
كاين آرزوى مرده روان گيرد * ز آهنگ ساحرانهء شيوايت
*
سرمايهء نشاط به من بخشد * آرامشى كه هست در اندامت
در خلق آرزوى طرب كوشد * خاموشى و سكوت دلارامت
*
گلبرگ پرفروغ درخشانت * صد آرزوى خفته كند بيدار
وز داروى سكوت تو مىگردد * ديوانهء حريص هوس هشيار
*
آهسته آن نگار فسونگر را * خواندم به پيش و نرم به دو گفتم :
« سرمايهء نشاط شد از دستم * بس كز اميد وصل گهر سُفتم »