آزاديخواه بود و خصايص والاى اخلاقى او را كمتر در كسى مىتوان ديد و با اينكه سى و سه بهار از عمرش نگذشته بود در راه آرمان ملّى خود با سربلندى و افتخار زيست و با روحيهاى عالى شهادت را پذيرا شد روانش شاد باد .
هوشنگ ابتهاج ، شاعر نامور معاصر ، دربارهء كيوان مىگويد :
اى آتش افسردهء افروختنى * اى گنج هدرگشتهء اندوختنى
اى ياد تو چون داغ تو دل سوختنى * اى زندگى و مرگ تو آموختنى
شادروان سياوش كسرايى ( كولى ) ، شاعر نامدار معاصر ، نيز دربارهء كيوان چنين سرود :
اى عطر ريخته * اى عطر ريخته
دل عطردان خالى پرانتظار توست * غم ياد توست
اينك نمونههايى از اشعار او :
سوز دل
ما شكوه نداريم ز تقدير بلاخيز * گر تير فلك سخت به ما كارگر آيد
ما را چه گنه بود كه گشتيم پريشان * از ظلم و تعدّى كه همه بىثمر آيد
هر سو كه كنم روى ، بود آفت جانى * اى كاش كه گرگ اجلم زودتر آيد
هرچند كه كردند به ما ظلم فراوان * ليكن برسد كيفر و اين غصّه سرآيد
« دلپاك » مخور غم تو ز ايّام جوانى * گر چهرهء اقبالت از اين زشتتر آيد
در راه دوست
در آن موقع كه باشد سبز و خرم * فضاى درّه و دشت و بيابان
تفرّج در هواى دلكش صبح * به ويژه يكدو ساعت بعد باران