تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
و آن روز كه مىروم نه ميل است و رضا * اين آمد و شد به حكم جبر است و قضا

نادارى

چو دستت مىرسد روز جوانى * بكوش اندر خوشىّ و شادمانى براى روز پيرى هم بينديش * ندارى بدتر است از ناتوانى

فروتن باش

هرآن شاخى كه بارش بيشتر بى * فرو رفته درون خويش‌تر بى فروتن باش چون شاخى پر از بار * « منم گفتن » روان را نيشتر بى

گل‌هاى شادى

چو رويت بنگرم دلشاد باشم * ز بند بيش و كم آزاد باشم گلستانم پر از گل‌هاى شادى * به آب وصل تو آباد باشم

درنگ چيست ؟

بيا ساقى تهى شد ساغر از مى * درنگت چيست پيش آور پياپى نمىبينى كه چرخ تيزرفتار * پياپى بگذراند بهمن و دى