اين سفر يك سفر پُرابهام
اين سفر يك سفر بىبرگشت
صبح يك روز تو برمىخيزى
رفتن و گُم شدن من در مِه
باورت مىآيد .
* * * چند روزى ديگر
بوسههايى ديگر
آخرين خاطرهها را
از دلت مىشويد .
* * * خانه از من خالى
كوچه از من خالى
شهر امّا از من
از من و قصّهء ما لبريز است .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 716
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٧١٦