اى كه معبود منى پر بگشا * همره باد به پرواز درآ
خنده بر لب به كنارم بنشين * كه شود سينهى من جاى صفا
* * *
بىتو تنها چه كنم با غم دل * من گُل مانده جدا از چمنم
بلبل خوشسخنم آه تويى * باغ غمگين غروب تو منم
* * *
بىتو خالى شده پيمانهى صبر * تو بهارى ، تو بهشتى ، تو مَهى
شورافشان ، به ديار دل من * تو به مُلك دل من پادشهى
* * *
گل غمگين غروبم ، تو بيا * تا بهار آيد و شاداب شوم
تا پس از آنهمه اندوه فراق * از مى عشق تو سيراب شوم
به ياد تو
بيا دل مرا به غم هنوز مبتلا ببين * چه مىرود به سر مرا در اين قفس بيا ببين
ز سُكر بادهى غمت ز خود خبر نباشدم * رها منم ، بيا و اين ز خود رميده را ببين
ملال خاطر توام ، صفاى عالم منى * مرا كه در فراق تو فتادهام ز پا ببين
گُسستهام ز ديگران ، نشستهام به ياد تو * بيا كنون مرا رها ز هرچه ماجرا ببين
دلم به سينه مىتپد ترا بهانه مىكند * بيا به چهره زرد من ، نشانهى وفا ببين
تو يادگار سوز و ساز روزهاى رفتهاى * بيا مرا بسوز و ساز عمر ، آشنا ببين
ز نالههاى آتشين بسوخت آشيان دل * چه محشرى است از جنون عشق من ، بيا ببين
براى تو ز دشتها ، گُل و بنفشه چيدهام * در انتظار خود مرا ميان سبزه ببين
مُرغ اميد
پر كشيد آخر ز بامِ سينهام * مرغ سرگردان عشق و آرزو