مىكرد كه از آن جمله است « پشت دريچه » كه در آن گفتگو و مصاحبه با همسر هنرمندان بود كه با استقبال كمنظير خوانندگان روبرو گشت و در دو مجلد تهيه گرديد كه جلد اوّل آن در زمان حياتش به چاپ رسيد و جلد ديگرش پس از درگذشت او منتشر شد و از رمانهاى او بايد « زن پائيزى » را نام برد . ديگر از كارهاى او تهيّهء « يادنامه استاد مرتضى حنّانه » موسيقىدان نامور و آهنگساز معروف كه عموى خود وى نيز بود بايد نام برد كه در سال 1369 از سوى نشر قطره در تهران به چاپ رسيد .
شهين حنّانه در هنر نقّاشى نيز دست داشت و نقاشىهايش همانند شعرها و ترانههايش از سادگى و ظرافت خاصّى برخوردار است و تصويرهايش غمگنانه و آثار اندوه در چهرهها به چشم مىخورد و در كنار تابلوهايش بيت شعر لطيف و مناسبى در ذيل آن ديده مىشود و بيشتر كارش در زمينهء آب و رنگ و رنگ و روغن استفاده مىكرد و سرانجام در اوّل تير ماه سال 1376 چشم از جهان بربست و به جهان ديگر شتافت . « 1 »
لحظهء ديدار
اى نام باشكوهت ، ورد زبان گُلها * از تو گرفته رونق ، گُلخانههاى دنيا
در لحظههاى ديدار ، وقتى كه گفتم از عشق * تشويش و اضطرابم ، نگذاشت جاى امّا
پيوسته باش جارى ، بر شطّ چشمهايم * مانند يك ستاره ، بر آبهاى دريا
تو روح سبز برگى ، آواز آفتابى * انگارهى سكوتى ، در هاىوهوى دنيا
در زاد روز تو عشق ، روييد از شقايق * از عطر عشق پُر شد ، رؤياى آبىِ ما
از تو گرفته آتش ، پيراهن و تن من * خاكستر است اينك ، اينكه نشسته اينجا
با من بيا و بنشين ، تا من برويم از تو * در ذهن ما بماند ، آن لحظههاى زيبا
گُل مىدهد اقاقى ، تا مىرسى تو از راه * پُر مىكند صدايت ، ذهن دريچهها را
هامش
( 1 ) - آثار اين شاعر را استاد يد اللّه عاطفى قبول زحمت فرموده برايم استنساخ كردهاند .