تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
از جودِ وجودت همه آثار پديدار * وز « كُنْ فَيَكُونُ » * « 1 » ات همه آفاق ، ممهّد اى جلوه‌گر از بام و در و برزن و روزن * پيوسته در انديشهء آن ذات مخلّد : بر هر سر كوى و گذرى مسلم و ترسا * افتاده به درگاه تو در مسجد و معبد « مانى » چه تواند كشد از سرّ معانى * مُوبد چه بگويد سخن از راز مؤبّد ؟ اى قبلهء حاجات ! ز رحمت سببى ساز * تا دست رسانيم به دامان محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

12 - تجديد مطلع و خاتمه

اى داور دادار جهاندار مهيمن * اى بر همه چون مهر جهانتاب مبرهن اى مظهر هستى ز كمالت متكامل * وى منظر عالم ز جمال تو مزيّن در جمعِ خلايق چو يكى حاضرِ غايب * بر ديدهء احباب ، هر آيينه مُعايَن سوى تو شتابان همه آحاد دل‌آگاه * افتاده به پايت همه اصنام برهمن در حسرت ديدار تو و حجّ تو ما راست * چون طاق زبرجد همه‌شب اشك به دامن گر حكمِ مقدّر كند اين حكم ، مقرّر * در روزىِ مقسوم كند رزق ، معيّن باشد كه نَهم سر به درِ « خانه » و گويم * بگذر ز گناهان من « 2 » خالق ذو المنّ
هامش
( 1 ) - آل عمران ، آيهء . ( 2 ) - من ، ضمير فارسى ، با من ، اسم عربى ، به صورت جناس تام آمده است .