از جودِ وجودت همه آثار پديدار * وز « كُنْ فَيَكُونُ » * « 1 » ات همه آفاق ، ممهّد
اى جلوهگر از بام و در و برزن و روزن * پيوسته در انديشهء آن ذات مخلّد :
بر هر سر كوى و گذرى مسلم و ترسا * افتاده به درگاه تو در مسجد و معبد
« مانى » چه تواند كشد از سرّ معانى * مُوبد چه بگويد سخن از راز مؤبّد ؟
اى قبلهء حاجات ! ز رحمت سببى ساز * تا دست رسانيم به دامان محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
12 - تجديد مطلع و خاتمه
اى داور دادار جهاندار مهيمن * اى بر همه چون مهر جهانتاب مبرهن
اى مظهر هستى ز كمالت متكامل * وى منظر عالم ز جمال تو مزيّن
در جمعِ خلايق چو يكى حاضرِ غايب * بر ديدهء احباب ، هر آيينه مُعايَن
سوى تو شتابان همه آحاد دلآگاه * افتاده به پايت همه اصنام برهمن
در حسرت ديدار تو و حجّ تو ما راست * چون طاق زبرجد همهشب اشك به دامن
گر حكمِ مقدّر كند اين حكم ، مقرّر * در روزىِ مقسوم كند رزق ، معيّن
باشد كه نَهم سر به درِ « خانه » و گويم * بگذر ز گناهان من « 2 » خالق ذو المنّ
هامش
( 1 ) - آل عمران ، آيهء .
( 2 ) - من ، ضمير فارسى ، با من ، اسم عربى ، به صورت جناس تام آمده است .