بينى همه امروز وقوف است و تأمّل * فردا چو رسد با همگان در حركاتى
پرسى كه از اين جلگه و شنزار چه حاصل * كاينجا نتوان يافت مگر رمل و حصاتى
گويم كه همين جاى بوَد مَهبط « آدم » « 1 » * يعنى كه بهشتيست به دامان فلاتى
با منبر آخر كه در آن داشت نشان داد : * پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله تو را راه نجاتى
8 - سنگسار
آنجا كه سراسر همه غوغا و هياهوست * بينى همه يا هو همه ياهو همه يا هوست
از وادى « مشعر » گذران در شب اضحى * سيلاب سپيديست « 2 » كه بىتابوتبآلوست
در حسرتِ بشكفتنِ خورشيد جهانتاب * توفان فروخفته چنان چنبر جادوست
اينك بدرآى از من و رو سوى مَنى « 3 » كن * كآنجا به نظر مكمنِ ابليسِ بلاجوست
برخيز كه هنگامهء رَمىُ الجمرات « 4 » است * خنّاس ، به زنجير و خلايق به تكاپوست
برزن دوسه سنگى به سر و پيكر ابليس * چندان كه توان در تن و نيروت به بازوست
آنگاه به قربانگه اميال فراز آى * كاين نفس بدانديش تو شيطان شررخوست
9 - سَعى
يك شطّ بشر سوى دو سرچشمه روان است * جوشان و خروشان و شتابان و دمان است
« خود » در نظرت نيست كه زنجير خلايق * مىتابد و مىپيچد و بىخويش دوان است
هامش
آن صحراى فراخ مىگزارند و به ادعيه مىپردازند . شريعتى مىگويد : مفرد و جمع اين واژه [ عرفه ، عرفات ] به يك معنى است .
( 1 ) - در مورد هبوط آدم عليه السّلام در فراخناى عرفات و آشنايى او با حوّا در آن محل ، به منافع فراوان مىتوان مراجعه كرد .
( 2 ) - تصوير و تجسمى است از انبوه سفركردگان حجّ در وادى با پوشش احرام بنا بر :فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ . . .( 3 ) - مَن و مَنى به صورت جناس ناقص آمده است . پيرامون منى ، خاصّه توقّف حضرت ختمىمرتبت در شب حجّة الوداع به منابع مختلف قديم و جديد مىتوان مراجعه كرد . از جمله : التّفهيم ابو ريحان بيرونى ، ص 253 / سفرنامهء ناصر خسرو ، مواضع متعدد / تاريخ انبياء ، سيد نبى الدّين اوليايى ، ص 7 و 8 و 9 .
( 4 ) - جمرات ، سه جمره است و يكى از اعمال سهگانهء منى است . پس از مراجعت از عرفات و مشعر به منى ، در روز عيد اضحى اوّل كارى كه بايد به جاى آورند ، اين است كه حاجى نزديك عقبه - كه نام يكى از آن سه محل است - بايد از صبح تا غروب روز عيد سنگ بدان پرتاب كند ، سپس از منى به مكّه بروند .