تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
به جمعه مكتب او جلوه‌گاه زمزمه گشت * كه درس مهر به هر كودك گريزان داد « 1 » معلّمى كه پُر از نان نديده سفرهء خويش * عجب مدار كه صد « 2 » خانواده را نان داد نديده راه صواب از محصّلى يك روز * معلّمى كه چهل سال درس قرآن داد نداده بر غم و اندوه او سرانجامى * فلك به عمر عزيزش چه زود پايان داد خزان نگر كه بهين يادگار علم و هنر * به چشم هم زدنى دست باد نسيان داد چسان نژند نباشم كه گنج دانش را * جهان ربود و نهانى به كنج ويران داد دريغ و درد كه كس قدر و ارج او نشناخت * چه گوهرى كه فلك دست طفل نادان داد چو شب‌چراغ كه از گردن حمار آويخت « 3 » * زمانه گوهر خود را ز دست ، ارزان داد نداشت در همه ايران اگرچه مشتى خاك * و ليك جان خود از كف به راه ايران داد

خانه در توصيف كعبه و شرح مناسك حجّ

1 - نشانه‌هايى از مقام يكتا

تابيد ز دامان فلك نور الهى * چون برق گريبان افق نامتناهى وامانده در آن دانش دل‌هاى خردمند * در خيره از آن ديدهء ابليس سياهى روشنگر آيات پيام‌آور توحيد * ويرانگر بنيان پليدىّ و تباهى زاينده از آن پرتو اعجاز اوامر * پيچيده در آن پردهء اسرار نواهى گلزار « 4 » از آن بهر خليل آتش نمرود « 5 » * در جلوه از آن معجزهء يونس و ماهى « 6 »
هامش
( 1 ) - اشاره بر بيت معروف نظيرى كه مىگويد : « درس معلّم ار بود . . . » ( 2 ) - عدد صد در اينجا از باب توسّع آمده است نه تحديد . ( 3 ) - اشاره دارد به قطعه معروف : « يكى ابلهى شب‌چراغى بجست . . . » تا آنجا كه گويد : « چنان گوهرى را كه نايد به دست ، شنيدم كه بر گردن خر ببست » ( 4 ) - قالوا حرّقوه و انصروا آلهتكم ان كنتم فاعلين . الانبياء ، آيهء 68 . ( 5 ) - قلنا يا نار كونى بردا و سلاما على ابراهيم . الانبياء ، آيهء 69 . ( 6 ) - ر . ك : الصّافات ، آيات 139 به بعد .