تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤

همّت تو

به قدرت تو جان مرا همّت نيست * بىلطف تو برخوان دلم نعمت نيست گر همّت تو راهگشايم نشود * يك گام بسوى مقصدم قدرت نيست

چشمهء زاينده

اى آنكه مرا عشق ، فزاينده توئى * و ندر دل من چشمهء زاينده توئى از ظلمت اين زمانه‌ام باكى نيست * تا چهره‌نماى نور آينده توئى

رحمت محض

يا رب كرم و عفو و صفاى تو چه شد * بر عبد فقير خود غناى تو چه شد گيرم كه نفهميده گناهى كردم * آن رحمت محض و آن سخاى تو چه شد

بخشش

اى آنكه به شاه و بر گدا مىبخشى * جرم همه را به يك عطا مىبخشى با دست كرم ، تو اى خداوند كريم * بر بندهء افتاده ز پا مىبخشى