نام زيباى علىّ عليه السّلام پايندهست * كز مؤثّر ببرى پى به اثر
ها علىّ بشر كيف بشر ، ربّه فيه تجلّى و ظهر * تا بهجا روشنى آفاق است
نام او زينت هر اوراق است * جان من سخت به دو مشتاق است
نرود مهر وى از سينه به در * ها علىّ بشر كيف بشر ، ربّه فيه تجلّى و ظهر
هركه مدّاح درش چون « حقگو » ست * روز و شب ورد زبانش ياهوست
بعد حقّ هرچه به عالم همه اوست * از خدا كم ، ز بشر بالاتر
ها علىّ بشر كيف بشر ، ربّه فيه تجلّى و ظهر
خلوت عشق
يا ربّ تو ز خلق بىنيازم گردان * در خلوت عشق اهل رازم گردان
دانسته اگر راه خطا پيمودم * بر مصلحت خويش تو بازم گردان
غفلت
يا رب ز كرم بر من دلريش مگير * جرم و گنه مرا ازين بيش مگير
كردم گنهى اگر ز روى غفلت * بر بندهء افتاده درويش مگير
عشق تبان
اى آنكه هواى عاشقى در سر توست * دل را تو بهر كسى دهى دلبر توست
زنهار بهجز خدا مشو عاشق كس * چون عشق بتان مايهء دردسر توست
آيينهء طلعت
هرجا كه قدم نهم توئى راهبرم * هر سو كه سفر كنم توئى همسفرم
گوئى كه جهان آينهء طلعت توست * هرجا كه نگه كنم توئى در نظرم