تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
ها علىّ بشر كيف بشر ، ربّه فيه تجلّى و ظهر * اوست آيينهء انوار خدا اوست مقصود ز عرش اعلا * اوست طوف و حرم و سعى و صفا همه ، هستند بد و مستظهر * ها علىّ بشر كيف بشر ، ربّه فيه تجلّى و ظهر اوست سرچشمهء عشق ازلى * طلعتش آينهء لم‌يزلى وز وصاياى نبىّ گشت ولىّ * عهد و ميثاق خود آورد به سر ها علىّ بشر كيف بشر ، ربّه فيه تجلّى و ظهر * حرم و بتكده و دير و كنشت كوثر و زمزم و طوبى و بهشت * زاهد و صوفى پاكيزه سرشت جمله آيات و احاديث و خبر * ها علىّ بشر كيف بشر ، ربّه فيه تجلّى و ظهر آنكه با خصم به روز هيجا * كرد آن جنگ به تاييد خدا و آن دل و سينهء چون دريا را * پيش امواج بلا كرد سپر ها علىّ بشر كيف بشر ، ربّه فيه تجلّى و ظهر * خاندانش همه از اصل و تبار از عنايات خدايى سرشار * همه مستغرق نور الانوار همه شايسته و فرخنده سير * ها علىّ بشر كيف بشر ، ربّه فيه تجلّى و ظهر آنكه گفته‌ست علىّ هست خدا * راست گفته‌ست از او نيست جدا او بود مظهر كلّ اسماء * و اندر او جز به خدايى منگر ها علىّ بشر كيف بشر ، ربّه فيه تجلّى و ظهر * فلك از زادن او شد پرنور ملك از مژده او شُد مسرور * خانهء كعبه از آن غرق سرور تا فروزنده شد آن قرص قمر * ها علىّ بشر كيف بشر ، ربّه فيه تجلّى و ظهر تا كه خورشيد جهان رخشنده‌ست * ماه در اوج فلك تابنده‌ست