تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
چندين مقدمه بر ديوان‌هاى شعراى معاصر نوشته و در كار ويراستارى و بازنويسى آنها مشاركت داشته‌ام . حقى در سال 1378 جلد اول اثر خود را بنام « گنجينهء گوهر » و نيز « آيينهء محرم » و در سال 1381 دومين جلد گنجينهء گوهر را طبع و منتشر ساخت .

مردان حقّ

آنان كه دل به عشق ولا آشنا كنند * بايد كه اقتدا به شه كربلا كنند از بهر حفظ مكتب و آيين احمدى * مردان حق چو سينه سپر بر بلا كنند عشاق سينه‌چاك خداوند لم‌يزل * از كربلا نظر به جمال خدا كنند پاينده تا شود به جهانى نماز عشق * دست از فرات شسته وضو از دماء كنند مردانه جان سپرده چو آزادگان دهر * خوش پيروى ز مكتب آن مقتدا كنند جانها فداى مرقد شش‌گوشهء حسين عليه السّلام * كز تربتش به ديدهء جان توتيا كنند برتر ز كعبه شد حرم شاه كربلا * آنجا چو درد خسته‌دلان را دوا كنند تا شهر غم فرارسد از گردش فلك * افلاكيان به تن همه مشكين‌قبا كنند در حيرتم كه بوسه گهِ ختم الانبياء * تكبيرزن به خنجر كين آشنا كنند در انتقام بدر و حُنين‌اند كوفيان * با كشتن حسين عليه السّلام ز دل عقده وا كنند تاراج گشته جامه‌اش از تن چو برگ گل * تاراج رفته را كفن از بوريا كنند تا عطر جانفزا رسد از نينوا به عرش * فردوسيان بهشت برين را رها كنند تا سر كنند خلق زمين مويه بر حسين عليه السّلام * كروبيان به عرش الهى نوا كنند « حقى » به ياد آن شه لب‌تشنه گريه كن * كاين اشك را ذخيرهء روز جزا كنند

افسوس

افسوس به افسانه ، افسانه‌ترم كردى * بيگانه ز خود بودم بيگانه‌ترم كردى دل را به تو بسپردم آباد كنى ، امّا * هربار به تدبيرى ويرانه‌ترم كردى