مىنويسد : « در تصفّح و تفرس « آهنگ عشق » به نكات زيبا و والائى خواننده برخورد مىكند كه همه عاشقانه و عارفانه و لذتبخش و تحسينبرانگيز است اجمالا اينكه شيوه سخن و طرز بيان ، احساس و انديشه همه و همه با زبانى ساده و بيانى لطيف و شيرين ادا شده است » . و همچنين كتاب « قربانيان عشق يا عارفان شهيد » را با خط خوش خود تحرير و آماده چاپ كرده است كه اميد مىرود به زودى اين اثر نفيس ادبى و هنرى بزيور طبع آراسته گردد و در سال 1382 مجموعهاى ديگر از اشعارش را بنام در ترانههاى حقگو به خط خوش و چاپى زيبا به ادب دوستان تقديم كرد .
منصور اناالحقگو
ز آن دم كه نمودم من ، بر درگه جانان رو * گويى به مشامم خورد ، از گلشن عشقش بو
من او شدم و او من ، او من شدم و من او * گرديد سراپايم ، هُو حقّ مددى هُوهُو !
منصور شدم منصور ، منصور اناالحقگو * تا در دل من آن شب ، آن منظره پيدا شد
اندر افق جانم ، صد ماه هويدا شد * از فرش فرارفتم ، در عرش مرا جا شد
از « لا » چو گذر كردم ، جانم همه « الّا » شد * منصور شدم منصور ، منصور اناالحقگو
هر سو كه نظر كردم ، او در نظر من بود * هرجا كه سفر كردم ، او همسفر من بود
هر راه كه پيمودم ، او رهسپُر من بود * هر سَمت گُذر كردم ، او در گذر من بود
منصور شدم منصور ، منصور اناالحقگو * اى آنكه نه پنهانى ، پيدايى و پيدايى
بر هرچه بود تارى ، بينايى و بينايى * چون ماه جهانآرا ، زيبايى و زيبايى
تا يافتمت ، ديدم ، بىمايى و با مايى * منصور شدم منصور ، منصور اناالحقگو
اى آنكه به مِهر تو ، پيوسته گروگانم * بُگسسته نمىگردد ، اين رشتهء پيمانم
هرچند كه بىارج است ، در مَقدم تو جانم * گر دست دهد آن را ، در پاى تو بفشانم
منصور شدم منصور ، منصور اناالحقگو