تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧

آفتاب منى !

تو شعر من ، تو نگاهم ، تو آفتاب منى ! * حماسه‌اى ، غزلى ، عشق بىحساب منى ! تو امتداد طلوعى به شهر رؤيايم * تو انتهاى مضامين شعر ناب منى ! من آن كبوتر تنهاى قصّه‌هاى توام * تو واژهء سَحَرى ، انتهاى خواب منى ! نگاه آبى دريا ، هميشه با من و توست * تو عطر آبى آبى ، تو ماهتاب منى ! بيا بر اسب پريزاد زندگى برويم * بيا به باغ شقايق ، كه آفتاب منى !

يا فاطمه !

دست من ، دامان تو ، يا فاطمه ! * عاشقم من ، جان تو ، يا فاطمه ! مىتراود از صدايم نام تو * مىشوم مهمان تو ، يا فاطمه ! روبه‌رويت شعله‌اى بىمدّعاست * آتش زن آنِ تو ، يا فاطمه ! ايستاده توده‌اى از شعر و درد * مىشود قانون تو ، يا فاطمه ! آسمانِ ابرىام كارى بكن * تا شوم باران تو ، يا فاطمه ! سير مىخواهم بگريم ساعتى * سر روى دامان تو ، يا فاطمه ! سهم شب انبوهى از درد و غزل * اين من و پيمان تو ، يا فاطمه !