آفتاب منى !
تو شعر من ، تو نگاهم ، تو آفتاب منى ! * حماسهاى ، غزلى ، عشق بىحساب منى !
تو امتداد طلوعى به شهر رؤيايم * تو انتهاى مضامين شعر ناب منى !
من آن كبوتر تنهاى قصّههاى توام * تو واژهء سَحَرى ، انتهاى خواب منى !
نگاه آبى دريا ، هميشه با من و توست * تو عطر آبى آبى ، تو ماهتاب منى !
بيا بر اسب پريزاد زندگى برويم * بيا به باغ شقايق ، كه آفتاب منى !
يا فاطمه !
دست من ، دامان تو ، يا فاطمه ! * عاشقم من ، جان تو ، يا فاطمه !
مىتراود از صدايم نام تو * مىشوم مهمان تو ، يا فاطمه !
روبهرويت شعلهاى بىمدّعاست * آتش زن آنِ تو ، يا فاطمه !
ايستاده تودهاى از شعر و درد * مىشود قانون تو ، يا فاطمه !
آسمانِ ابرىام كارى بكن * تا شوم باران تو ، يا فاطمه !
سير مىخواهم بگريم ساعتى * سر روى دامان تو ، يا فاطمه !
سهم شب انبوهى از درد و غزل * اين من و پيمان تو ، يا فاطمه !