به زير گامهايت يك سبد ناهيد مىكارم * بيا - شيرين من ! - يكلحظه وا كن بخت كورم را
قبيله
كرت تا كرت ، تصوير شالى * وحشى دشتهاى شمالى
چون پرستو پر از كوچ و هجرت * مردم سادهء اين حوالى
ساده و بىريا ، بىتكلّف * سفرههاشان پر از نان خالى
دستهاشان همه بوى شبنم * شعرهاشان سپيد و خيالى
پر گشوديم تا اوج ، ديديم * كرت تا كرت ، تصوير شالى
هواى سرد
زير تگرگ فاصلهها ، در هواى سرد * يخ بست دستهاى دعا در هواى سرد
در سجدهاى كه سردى پيشانى است و مُهر * بىرنگ ماند بوى خدا در هواى سرد
مبهوت ماندهايم كه در فصل انجماد * گل كرده است تخم ريا ، در هواى سرد
در زير آسمان مِهآلود بندگى * طغيان نهفته است چرا ، در هواى سرد ؟
باور كنيم رويش خورشيد را ، بيا ! * دستى برآوريم - دعا ! - در هواى سرد
به ياس پژمردهء احمد هجرت
در هجوم شبپرستان ريا * آسمان در حسرت خورشيد ماند
يك سقيفه غربتم را ، بغض من * با گل اشكم براى چاه خواند
*
يك نفر در اوج تنهايى من * از سكوت غربتم آگاه بود !
در ميان مُشتى از نامحرمان * محرم فريادهايم ، چاه بود
*