گل شهادت
نگاه آسمان كنون ، به چشم خونفشان من * زمانه پردهاى ز غم ، كشيده بر روان من
دلم ز داغ كوچتان ، هواى بارشى گرفت * و از شكوه رزمتان ، غرور تابشى گرفت
اسير زندگى نشد ، دل پر از خدايتان * و عاشقى ، ترانهاى ، ز باغ آشنايتان
فرشتگان ، وضويتان ، به اشك عاشقانهتان * جهاد و هم شهادت ، آن پيام صادقانهتان
به زير كوه گامتان ، شكستهبال آرزو * شكوهتان وزيده بر نياز باغ كو به كو
حماسه ديد عشقتان ، جوانه زد به روى خاك * گل شهادت شما شكفت در غروب پاك
نسيم سبز خاطره ، درون كوچهها روان * چراغ سبز دوستى ، به يادتان شده نشان
هميشه خيمهء جنون ، به قلب آسمان زده ! * ز سبز همّت شما ، بهار سايبان زده
آيينهء تدبير
چشم خبر مىدهد از غيرتت * رويش دل با نفس حيرتت
قلب زمين مىتپد از خستگى * دل به عجب از تب وابستگى
در پس آيينه نگاهم ببين * موج سكوت و غم و آهم ببين
عشق من آيينهء تدبير توست * عشق كه قربانى شمشير توست
باغ دلم بوى جنون مىدهد * از لب گل نغمهء خون مىچكد