گفت : - با تبسمى به رنگ غم -
« بهترين و برترين سرودهء زمانه است
شعر ماندگارشان
قطعهء بهارشان
اين زمان
ديده از نگاه و لب و گفتوگو
بستهاند اگرچه ،
باز
بر لب خموششان ترانه است
اشك را مجال هاىوهو مده
گوش من به چشم خود !
در مسير بادهاى نوحهگر
بىامان بهسوى جبهه مىوزد
پرچم مزارشان »
گفت . . . و بغض من شكفت .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 609
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٦٠٩