تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨

مرا مىخواند

صحراى خطر گام مرا مىخواند * صهباى ظفر جام مرا مىخواند وقت خوش رفتن است هان گوش كنيد * از عرش ، كسى نام مرا مىخواند

يا حسين !

ديروز اگر رو به قتال آورديم * در پاسخ تو زبان لال آورديم امروز به خيمه‌گاه آن دعوت ناب * صد علقمه لبيك زلال آورديم

ياد تو

همواره دلم لبالب از ياد تو باد ! * خورشيد شبم نام سحرزاد تو باد ! حاشا كه به‌جز حرف تو حرفى بزنم * اين حنجره ارزانى فرياد تو باد !

قطعهء شهدا

بغض در ميان راه در كوير تفتهء گلوى من ساقه‌اى شكسته بود گفتم : اين سخنوران كه بىصدا غنوده‌اند وه ! چه خوب و خواندنى سروده‌اند قطعه‌اى بليغ و ناب جاودان سروده‌اى به رنگ عشق و آفتاب قطعه‌اى كه هيچ شاعرى نگفت بهترين ترانه‌اى كه گوش آسمان شنفت جان من نثارشان آفتاب شعر من هماره سايه‌سازشان !
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 608 | سيد محمد باقر برقعى