مرا مىخواند
صحراى خطر گام مرا مىخواند * صهباى ظفر جام مرا مىخواند
وقت خوش رفتن است هان گوش كنيد * از عرش ، كسى نام مرا مىخواند
يا حسين !
ديروز اگر رو به قتال آورديم * در پاسخ تو زبان لال آورديم
امروز به خيمهگاه آن دعوت ناب * صد علقمه لبيك زلال آورديم
ياد تو
همواره دلم لبالب از ياد تو باد ! * خورشيد شبم نام سحرزاد تو باد !
حاشا كه بهجز حرف تو حرفى بزنم * اين حنجره ارزانى فرياد تو باد !
قطعهء شهدا
بغض در ميان راه
در كوير تفتهء گلوى من
ساقهاى شكسته بود
گفتم : اين سخنوران كه بىصدا غنودهاند
وه ! چه خوب و خواندنى سرودهاند
قطعهاى بليغ و ناب
جاودان سرودهاى به رنگ عشق و آفتاب
قطعهاى كه هيچ شاعرى نگفت
بهترين ترانهاى كه گوش آسمان شنفت
جان من نثارشان
آفتاب شعر من هماره سايهسازشان !