تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
اسير رشك و گلاويز تنگ‌چشمىها * ميان اين همه دشمن ، مرا تو يارى ، تو ! تو آخرين نفس زندگانىام هستى * به سردسير زمستان من ، بهارى تو !

يا علىّ !

زادهء توفان عشقى ، يا علىّ ! * بارش باران عشقى ، يا علىّ ! همسر زهرا و همپاى نبى ؟ * خود تو از ياران عشقى ، يا علىّ ! نانِ فرزندان فقر و فاقه‌اى * آبِ جوباران عشقى ، يا علىّ ! ريشه‌ات در خاك مهر و عاطفه * جانى و جانان عشقى ، يا علىّ ! سجده‌ات در خون ، يقينت پايدار * باور و ايمان عشقى ، يا علىّ ! پاسدار حرمت دين رسول * در وفا ، سلطان عشقى ، يا علىّ ! جان نهادى بر سر پيمان خود * پيرو فرمان عشقى ، يا علىّ ! اوّلت عشق خدا ، آخر خدا * اوّل و پايان عشقى ، يا علىّ ! شاه‌بيت شعر هر دريادلى * دفتر و ديوان عشقى ، يا علىّ ! يك جهان ، حيران و سرگردان تو * تا تو سرگردان عشقى ، يا علىّ ! كشتهء عشقم ، به فريادم برس * يا علىّ ! درمان عشقى ، يا علىّ !

جوانهء ديگر

مرا كه جز تو ندارم ترانه‌اى ديگر * به خويش وا مگذار ، اى فسانه‌اى ديگر شكست ، شاخهء عمرم ز تندباد خزان * بيا كه سر زند از من جوانه‌اى ديگر اگر كه روز بيايد ، دوباره خواهم گفت * براى چشم سياهت شبانه‌اى ديگر به مستى نگه‌ام ، اى هميشه توفانى * غزل غزل بسرا عاشقانه‌اى ديگر ز برگ برگ دلم شعله مىكشد فرياد * كه آتشت همه دارد زبانه‌اى ديگر اگر تو هم نگذارى به خويش ، تنهايم * زمانه مىزندم تازيانه‌اى ديگر تو را كه ريشهء عشقى ، دوباره خواهم ديد * اگر كه ساز نسازى بهانه‌اى ديگر