تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
كه بازار شعر سپيد داغ بود ، من هم با آنكه اعتقادى بدان نداشتم ، امّا آن را تجربه مىكردم . » نيك‌سيرتى تحصيلات ابتدايى و قسمتى از دورهء متوسطه را فرا گرفت و در شانزده‌سالگى ناگزير به ازدواج شد . پس از يك سال بار ديگر به تحصيل پرداخت و پس از اخذ مدرك ديپلم ادبى به دليل علاقه‌اى كه به شغل معلّمى داشت ، رشتهء تربيت معلّم را پى گرفت و در سال 1354 به استخدام آموزش و پرورش درآمد . حبيبه از سال 1352 با داشتن سه فرزند با مطبوعات همكارى خود را آغاز كرد و در اين رهگذر با منوچهر آتشى و فريدون مشيرى و زنده‌ياد منوچهر نيستانى آشنا شد و از راهنمايى آنان بهره‌مند گرديد و همچنين به دليل همكارى با بخش ادبى مجلّه ، افتخار آشنايى با نادر نادرپور و سيمين بهبهانى و ديگر شاعران را يافت و در همين زمان در شب‌هاى شعر هم شركت مىكرد . حبيبه در سال‌هاى پس از انقلاب فيش‌نويسى لغت‌نامه دهخدا و همكارى با مطبوعاتى چون مجلّهء كتيبه ( كنكاش ) پرداخت و چهار سال نيز در مجلّهء زن روز و صفحهء ورزش بانوان كار كرد و در طول سال‌ها خدمت آموزشى ، در كنار كار ادبى به دبيرى ورزش و رشتهء واليبال و بدن‌سازى پرداخت و در خلال اين مدّت نيز دورهء روزنامه‌نگارى را در دانشگاه تهران گذراند و موفّق به اخذ مدرك آن گرديد .

سورهء رنج

به سردسير زمستان من بهارى تو ! * به بىقرارى شب‌هاى من قرارى تو ! تو چون شميم گلى در خزان وحشت من * به زير سقف سكوتم نواى تارى تو ! تو آيه آيهء درددل مرا خواندى * تو ختم سورهء رنج منى ، تو ، آرى تو ! تو آسمان و تو ابر من و تو بارانيم * چه مىشود به كوير دلم ببارى تو ؟ تويى شبان غزالان خستهء غزلم * به تشنه‌كامى جانم ، تو چشمه‌سارى ، تو ! به زمهرير تن آزار حسرت آبادم * چو آتشى تو گدازنده‌اى ، شرارى تو !